بایسته های وکالت در دعاوی بین المللی
در دنیای امروز که مرزهای سیاسی و اقتصادی کشورها با گسترش ارتباطات و تجارت فرامرزی پیوسته در حال کمرنگتر شدن است، دعاوی بینالمللی بخش مهمی از نظام حقوقی کشورها را تشکیل میدهد. شرکتها، مؤسسات و حتی دولتها در عرصۀ تعاملات اقتصادی، بازرگانی، سرمایهگذاری و قراردادی خود گاه با اختلافاتی روبهرو میشوند که ماهیت فراملی دارند و نیازمند رسیدگی در مراجع بینالمللی هستند.
در چنین بستری، وکالت در دعاوی بینالمللی جایگاهی ویژه مییابد. این نوع وکالت، صرفاً فعالیتی حقوقی در دفاع از موکل نیست، بلکه نقش واسطهای میان نظامهای حقوقی مختلف و فرهنگی متنوع را ایفا میکند. وکیل در این سطح، افزون بر آشنایی با حقوق داخلی، باید نسبت به حقوق بینالملل، شیوههای داوری و صلاحیت مراجع فراملی آگاهی کافی داشته باشد. هدف این مقاله، تبیین مهمترین بایستهها و الزامات علمی، اخلاقی و حرفهای وکالت در دعاوی بینالمللی است.
1) مفهوم و ماهیت وکالت در دعاوی بینالمللی
وکالت در دعاوی بینالمللی، به معنای انجام فعالیت وکالتی در پروندههایی است که دستکم یک عنصر خارجی یا فراملی در آن وجود دارد؛ مانند اختلاف میان اشخاصی با تابعیتهای متفاوت، یا قراردادهایی که در چند کشور اجرا میشود. در واقع، دعوا زمانی وصف «بینالمللی» مییابد که یکی از طرفین یا موضوع دعوا به بیش از یک نظام حقوقی مرتبط باشد.
با اینحال، باید توجه داشت که اصطلاح «وکیل بینالمللی» در معنای حقوقی دقیق وجود ندارد. وکالت یک حرفۀ ملی است و هر وکیل تنها در حدود پروانهای که از کانون وکلای کشور خود دریافت کرده، صلاحیت فعالیت دارد. ازاینرو، شخصی که در چند کشور فعالیت میکند، تنها در صورت اخذ پروانه وکالت از هر یک از آن کشورها مجاز به وکالت است. بنابراین، عنوان درستتر آن است که گفته شود «وکالت در دعاوی بینالمللی»، نه «وکالت بینالمللی».
2) نحوۀ همکاری وکلای داخلی و خارجی
در اغلب دعاوی بینالمللی، همکاری میان وکلای کشورها ضرورتی اجتنابناپذیر است. وکیل ایرانی که در پروندهای مربوط به کشور دیگر مداخله دارد، نمیتواند مستقیماً در دادگاه خارجی حاضر شود، بلکه باید از طریق وکیل محلی اقدام کند. در مقابل، وکیل خارجی نیز برای حضور در دادگاههای ایران نیازمند مجوز قانونی از مراجع ذیصلاح داخلی است.
این همکاری معمولاً در قالب «وکیل ناظر» یا «مشاور حقوقی» انجام میشود؛ بدین معنا که وکیل داخلی بر روند دادرسی در کشور دیگر نظارت میکند، با وکیل محلی در تماس است و از حقوق موکل خود دفاع میکند. چنین سازوکاری ضمن تضمین صحت عملکرد وکیل محلی، از بروز اشتباهات ناشی از تفاوت زبانی یا فرهنگی جلوگیری مینماید.
3) بایستههای علمی و مهارتی وکیل در عرصۀ بینالمللی
الف) تسلط بر زبانهای خارجی
یکی از نخستین و بنیادیترین بایستهها، تسلط وکیل بر زبانهای بینالمللی بهویژه انگلیسی و فرانسه است. دعاوی بینالمللی عموماً در مراجع و داوریهایی مطرح میشوند که زبان رسمی آنها انگلیسی است. بنابراین، وکیل باید بتواند متون حقوقی را بخواند، بنویسد و در جلسات شفاهی بهصورت روان صحبت کند. توانایی درک مفاهیم حقوقی و اصطلاحات تخصصی در زبان بیگانه، شرط لازم برای برقراری ارتباط مؤثر با مراجع قضایی و وکلای طرف مقابل است.
ب) آشنایی با نظامهای حقوقی بیگانه و مراجع بینالمللی
وکیل در دعاوی بینالمللی باید دانش کافی از نظامهای حقوقی مختلف، بهویژه تفاوت میان نظام حقوقی نوشته (Civil Law) و نظام کامنلا (Common Law) داشته باشد. همچنین آشنایی با ساختار و رویۀ مراجع داوری بینالمللی نظیر دیوان داوری اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC)، مرکز حلوفصل اختلافات سرمایهگذاری (ICSID) یا دیوان داوری لاهه، برای او ضروری است. بدون این شناخت، وکیل نمیتواند در تنظیم لوایح و دفاعیات خود کارآمد عمل کند.
ج) تخصصگرایی در شاخههای خاص حقوقی
دعاوی بینالمللی گسترهای وسیع دارند؛ از قراردادهای تجاری و سرمایهگذاری گرفته تا اختلافات مربوط به نفت و گاز، حملونقل، بیمه یا مالکیت فکری. ازاینرو، وکیل نمیتواند در همۀ زمینهها متخصص باشد. انتخاب یک یا چند حوزۀ تخصصی و تمرکز بر آنها، موجب افزایش مهارت، اعتبار و کارآیی وکیل میشود. برای مثال، وکیلی که در حوزۀ قراردادهای نفتی یا سرمایهگذاری خارجی تجربه دارد، در داوریهای بینالمللی مرتبط با آن حوزه نقش مؤثرتری ایفا خواهد کرد.
د) رعایت اخلاق حرفهای و شفافیت در معرفی خود
در سطح بینالمللی، اعتبار یک وکیل بیش از هر چیز بر پایۀ صداقت و رفتار حرفهای او استوار است. استفاده از عنوانهای مبهم یا اغراقآمیز، مانند «وکیل بینالمللی»، میتواند مصداق تخلف حرفهای و موجب گمراهی موکلان شود.وکیل باید در معرفی خود واقعگرا باشد، حدود صلاحیتش را دقیق بیان کند و از هرگونه اقدام مغایر با اصول امانتداری و رازداری بپرهیزد.
هـ) آشنایی با مهارتهای ارتباطی و بینفرهنگی
وکالت در عرصۀ بینالمللی تنها به دانش حقوقی محدود نمیشود؛ بلکه نیازمند درک تفاوتهای فرهنگی، رفتاری و زبانی میان کشورهاست. نحوۀ مذاکره، استدلال و حتی شیوۀ نگارش حقوقی در هر کشور متفاوت است. وکیل موفق کسی است که بتواند ضمن حفظ هویت حرفهای خود، درک درستی از فرهنگ حقوقی طرف مقابل داشته باشد و با شیوههای متعارف آن نظام تعامل کند.
4) جایگاه وکیل در مراجع و داوریهای بینالمللی
در داوریهای بینالمللی، برخلاف دادگاههای ملی، الزامی برای وکیل بودن نمایندگان طرفین وجود ندارد. اشخاص حقیقی، شرکتها و حتی دولتها میتوانند از متخصصان حقوقی یا استادان دانشگاه بهعنوان نماینده استفاده کنند. در اینگونه مراجع، عناوینی نظیر نماینده (Agent)، مشاور حقوقی (Counsel) یا وکیل مدافع (Advocate) بهکار میرود که هر یک نقش خاصی در فرآیند رسیدگی دارند.
نقش وکیل یا مشاور در این مراجع، فراتر از طرح دعواست؛ او باید در تنظیم لوایح، تدوین استدلالهای حقوقی، ارائۀ مدارک و دفاع شفاهی در جلسات نقشآفرینی کند. حضور حرفهای و آگاهانۀ وکیل در این مراجع میتواند در تصمیم نهایی داوران یا قضات تأثیر قابل توجهی بگذارد و تصویری دقیق از نظام حقوقی کشور متبوع او ارائه دهد.
وکالت در عرصۀ بینالمللی، هرچند فرصتهای گستردهای برای رشد علمی و حرفهای فراهم میآورد با دشواریها و محدودیتهایی نیز همراه است که بیتوجهی به آنها میتواند مانع از موفقیت وکیل در این حوزه شود. نخست آنکه وکالت حرفهای سرزمینی است و وکلای هر کشور تنها در محدودۀ پروانۀ صادرشده از سوی کانون وکلای همان کشور مجاز به فعالیت هستند. بنابراین، حضور در دعاوی خارج از کشور منوط به همکاری با وکلای محلی است، امری که گاه موجب کندی در روند کار و افزایش هزینههای موکل میشود. از سوی دیگر، تفاوتهای اساسی میان نظامهای حقوقی کشورها، چه در قواعد ماهوی و چه در آیین دادرسی، میتواند برای وکیل خارجی چالشآفرین باشد، زیرا ناآشنایی با رویههای قضایی و مقررات شکلی هر کشور، احتمال بروز خطا در تنظیم لوایح، ارائۀ مستندات و حتی نحوۀ استدلال حقوقی را افزایش میدهد. افزون بر این، در زمینههای مالی نیز پیچیدگیهایی وجود دارد. تفاوت در نظامهای مالیاتی، ارزی و بانکی کشورها گاه سبب بروز اختلاف در تعیین میزان حقالزحمه و نحوۀ پرداخت آن میشود و توافق بر سر این موضوع را دشوار میسازد. در نهایت، باید اذعان داشت که دسترسی وکلای کشورهای در حال توسعه به مراجع و نهادهای بینالمللی محدودتر است و بسیاری از پروندههای مهم در این عرصه میان شمار اندکی از وکلای کشورهای غربی در گردش است. ازاینرو، ورود و تثبیت جایگاه در این حوزه مستلزم پشتکار علمی، ایجاد ارتباطات حرفهای مؤثر و کسب تجربۀ عملی در سطح بینالمللی است.
نتیجهگیری
وکالت در دعاوی بینالمللی عرصهای است که دانش حقوقی، مهارتهای ارتباطی و تعهد اخلاقی در آن به هم گره میخورند. وکیل در این سطح، نهتنها نمایندۀ موکل خود، بلکه نمایندۀ فرهنگی و علمی کشورش نیز محسوب میشود.
بایستههای این حوزه را میتوان در پنج محور اساسی خلاصه کرد: تسلط بر زبانهای خارجی، شناخت نظامهای حقوقی بیگانه و مراجع داوری، تخصصگرایی در شاخههای معین، رعایت اصول اخلاقی و حرفهای، و توانایی تعامل سازنده با نظامهای حقوقی مختلف.
در شرایط کنونی که تعاملات فرامرزی و قراردادهای بینالمللی رو به گسترش است، تقویت آموزشهای تخصصی در این زمینه و پرورش وکلایی آشنا با قواعد حقوق بینالملل ضرورتی جدی برای نظام حقوقی کشور بهشمار میرود. تنها با تربیت چنین وکلایی است که میتوان از منافع ملی و حقوق اشخاص ایرانی در مراجع بینالمللی بهنحو مؤثر و حرفهای دفاع کرد.